به ياد رسول ملاقلی پور

با افق رویاهای جنگی کودکی ام شکل گرفت و با میم مثل مادر غربت و تنهایی جوانی ام ...................... روحت شاد دلاور .................................

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی

خدا همه مونو بيامرزه

مهتاب

سلام وای چقدر با احساس می نويسی نوشته هات يه جوريه به دل می شينه . اگه دوست داشتی خوشحال ميشم بازم به وبلاگم سر بزنی

امينه

سلام دوست ديگه به وبم نرو . يه ادم بيکار خواسته خودشو سر گرم کنه وب رو هک کرده

ladybird

سلام..مرسی به من سر زدید...وامسال سال بدی برای جامعه هنری مون بود بعد از بیات عبداللهی خرم این یکی دیگه واقعا دردناک بود...من به روزم.خوشحال میشم بیای.

ژاله

گاه آرزو میکنم ای کاش برای تو پرتوآفتاب باشم تا دست هایت را گرم کند اشک هایت را بخشکاند و خنده را به لبانت باز آرد ، پرتو خورشیدی که اعماق تاریک وجودت را روشن کند روزت را غرقه ی نور کند یخ پیرامون ات را آب کند.

ژاله

این جایم بر تلی از خاکستر ! پا بر تیغ می کشم و به فریب هر صدای دور ، دستمال سرخ دلم را تکان می دهم ... به روزم

سپيده تنها

سلام عزيزم ممنون از حضور زيبات بازم بيا خب خيلی خوشحالم کردی

يک دختر

سلام خوبی؟ مرسی که بهم سر زدی وب خيلی قشنگی داری خدا رحمت کنه اقای ملاقلی پور رو فيلمای قشنگی رو درست کرده بود اگه اپ کردی منو بی خبر نذار بازم بيای پيشم خوشحال ميشم موفق باشی بای

ladybird

سلام...نمیخوای به روز کنی؟من به روزم..