Gloomy Sunday

Gloomy sunday
with hundred white flowers
in the chapel, belovedone
I waited in prayer
That sunday morning
my dreams werechasing
Yet the chariot of my sorrow
came back without you
Foreversince then are
so sad all my sundays
tears are my drink, and

thebread I eat sorrow
Gloomy Sunday
On my last Sunday, belovéd
oh come tome
There'll be a priest too, a
coffin, a catafalque, a shroud
Alsothen, flowers will await you
flowers - and a coffin
Beneath floweringtrees, I will
take my last ride
And my eyes open wide
for a last glanceupon you
Don't be scared of my eyes
still in death I will blessyou
Last Sunday

(Transl.from hungarian by A.W. Tüting) 

 

یکشنبه غم انگیز،
با صدها شاخه گل سپید
در کلیسایی کوچک
دعاگویان
در انتظارت بودم
محبوبم.

آن یکشنبه صبح
رویاهام را
دنبال کردم
اما
باز هم
ارابه ی اندوهم
بی تو به سویم
باز گشت.
از آن پس
تاهمیشه
یکشنبه هام
غمبار است
اشک می نوشم
نان اندوه می خورم

یکشنبه غم انگیز.

در این
یکشنبهء آخرین
به سراغم بیا
محبوبم،
مرد روحانی هست
تابوت هست
کفن هست
گلها،
در انتظار تواند
گلها،
و یک تابوت.

در زیر درختان شکوفه بار
برای آخرین بار
می فریبمت
چشمانم گشوده اند
تا واپسین بار
نگاهت کنم.
نترس از چشمهام
من
حتی
در مرگ هم
تو را
تقدیس می کنم...

آخرین یکشنبه.

برگردان: گلاره جمشیدی

/ 0 نظر / 3 بازدید