شباويز کلمه عبور و پسوردشو وارد کرد و ....

و محکم توی سر کليد اينتر کوبيد ...... مثل اين بود که اينتر تنها مانع ورودش به دنيای خودش باشه.....دلش می خواست فرياد بزنه........ فقط فرياد ميتونست آرومش کنه............... ديگه تحملی براش نمونده بود ........ داشت منفجر می شد ......... اما می دونست حتی منفجر شدن هم دردی رو ازش دوا نميکنه ............ ديگه هيچ راهی براش نمونده بود .......جز ............

جز لبخند زدن ...........يادش اومد که به خودش قول داده بود هيچ وقت از غم ننويسه ............  ميدونست تا اونجايی که ميتونه بايد بقيه رو شاد کنه ........ پس کيف پولشو برداشت و رفت ............ رفت و با يه عالمه بستنی برگشت ............ يه دليل دروغی هم برای مناسبتش آورد .......

حالا همه دور هم جمع بودن و ميخنديدن ........ شباويز هم با اونا می خنديد ........... اما فقط خودش بود که می دونست توی دلش چی ميگذره! ............ از صدای خنده همکاراش لذت می برد ........... شباويز حالا خوشحال بود ......... چون يه بار ديگه غم غربت رو شکست داده بود......آره ..........يه بار ديگه............

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dokhtare kebrit foroosh

khieli khieli khoshhal shodam ke behem sar zadin. webloge ghashangi darin.kheiliam ghashang minevisin...agar ejaze bedin mikham linketoon konam.khabaresho behem bedin babye

maryam

سلام! موضوع خوبی برای نوشتن بهم دادی... مرسی.. ميام مينويسم. شاد کردن ديگران، در صورتی که وجودت آکنده از درد و غم ه ، امکان پذيزه؟ It's just a question

بهناز

سلام.. خوبی؟؟ ميگم چرا جواب اون سوالا که پرسيدی برات مهمه؟؟ اسم وبلاگمو گذاشتم نيناز چون اسم خودمم نينازه.. يعنی خيليا نيناز صدام ميکنن.. اين که از کجا اومده رو هم نميدونم حالا تو جواب منو بدا

dokhtare kebrit foroosh

eshkal nadare man be in chiza adat daram.khodamam ziad cherto pert too weblogam migam.vali mokhatabamam vase hamin cherto perta mian

dokhtare kebrit foroosh

salam salam...belakahre man az sharre emtehanam rahat shodam va yek upe topol kardam.zood bia bebin che khabare...babye:D