Gloomy Sunday - Cerberus

Cerberus

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ماه مسنجر


پرشين‌بلاگ

 

۱۳۸٧/۱٠/٢

Gloomy Sunday

Gloomy sunday
with hundred white flowers
in the chapel, beloved one
I waited in prayer
That sunday morning
my dreams were chasing
Yet the chariot of my sorrow
came back without you
Forever since then are
so sad all my sundays
tears are my drink, and

the bread I eat sorrow
Gloomy Sunday
On my last Sunday, belovéd
oh come to me
There'll be a priest too, a
coffin, a catafalque, a shroud
Also then, flowers will await you
flowers - and a coffin
Beneath flowering trees, I will
take my last ride
And my eyes open wide
for a last glance upon you
Don't be scared of my eyes
still in death I will bless you
Last Sunday

(Transl.from hungarian by A.W. Tüting) 

 

یکشنبه غم انگیز،
با صدها شاخه گل سپید
در کلیسایی کوچک
دعاگویان
در انتظارت بودم
محبوبم.

آن یکشنبه صبح
رویاهام را
دنبال کردم
اما
باز هم
ارابه ی اندوهم
بی تو به سویم
باز گشت.
از آن پس
تاهمیشه
یکشنبه هام
غمبار است
اشک می نوشم
نان اندوه می خورم

یکشنبه غم انگیز.

در این
یکشنبهء آخرین
به سراغم بیا
محبوبم،
مرد روحانی هست
تابوت هست
کفن هست
گلها،
در انتظار تواند
گلها،
و یک تابوت.

در زیر درختان شکوفه بار
برای آخرین بار
می فریبمت
چشمانم گشوده اند
تا واپسین بار
نگاهت کنم.
نترس از چشمهام
من
حتی
در مرگ هم
تو را
تقدیس می کنم...

آخرین یکشنبه.

برگردان: گلاره جمشیدی


پيام هاي ديگران ()

بهداد بامداد

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]