گاهی - Cerberus

Cerberus

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ماه مسنجر


پرشين‌بلاگ

 

۱۳۸٧/٥/٥

گاهی

گاهی دل شباویز می گیره و ..................

گاهی چشم هاش پر از اشک میشه.................گاهی دلش می خواد فریاد بزنه.............وگاهی از دست دلش خسته میشه....................شباویز هرچی دست و پا میزنه که تغییری توی این وضعیت بده بیشتر فرو میره.....................زندگی مثل مرداب تهدیدش میکنه ...................و............دیگه نشون ی از کورسوی امید توی نوشته هاش نیست............گاهی فک می کنه شاید  امید هم مثل باقی یه حس های وجودش منقرض شده.................................... گاهی هم به رفتن فکر میکنه ................. به پایان آرزوها.............................پایان آرزوها هم خودش یه  جور آرزو  ه.......................آخرین آرزو...................شباویز گاهی هم به آخرین آرزو فکر میکنه .............................

 

به مرگ .


پيام هاي ديگران ()

بهداد بامداد

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]