Cerberus

Cerberus

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ماه مسنجر


پرشين‌بلاگ

 

۱۳۸۳/۳/۱٩

 

لیوان چایی توی دستمه ، پشت پنجره بارون میباره و من دارم به شیراز فکر میکنم .هادی سرما خورده وگرنه میشد پنجره رو باز کنم و بوی بارونو با تمام وجودم حس کنم . نگاهی به هادی میکنم که داره عطسه میکنه و پنجره رو باز میکنم . نسیم خنکی به صورتم میخوره و تمام ساعتهای زندگی رو از یادم میبره .....................................
نمی دونم الان توی شیراز هم بارون میاد یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!............فک میکنم بهار نارنجهای توی خیابون ارم ، روبروی دانشگاه ،توی همچین بارونی ، حتماهمه رو مست کرده . شاید هم دختر و پسرها دارن توی خیابون فردوسی با هم قدم میزنن ....یا شاید "دوست داشتن" هم زیر این بارون حمام میکنه..........................
. آره این دلیل اصلی منه برای نوشتن :."خاطره های خوب ،همیشه محرک دوست داشتن هستند " و اينکه : ؛ هر خاطره ای بايد ويرانه های يک لبخند رو بياد بياره ؛


پيام هاي ديگران ()

بهداد بامداد

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]