Cerberus

Cerberus

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ماه مسنجر


پرشين‌بلاگ

 

۱۳۸٤/٥/٢٠

 

"زرتشت ، روزی با تو چه گفت ؟ که شاعران بسیار دروغ می گویند ؟- اما

زرتشت نیز شاعر است . اکنون ایمان داری که او حقیقت را با تو گفته  باشد ؟"

 

مرید پاسخ گفت : " من به زرتشت ایمان دارم. " اما زرتشت سری جنباند و

لبخندی زد و گفت : " ایمان مرا خشنود نمی کند ؛ از همه بیش ایمان به من .

 

اما اگر کسی با جد تمام گفته باشد که شاعران بسیار دروغ میگویند ، حق با

اوست : "  ما " بسیار دروغ می گوییم . همچنین ، ما بسیار کم می دانیم و آموزندگانی بد هستیم : پس ناگزیر باید دروغ  بگوییم .

 

و کدام یک از ما شاعران در شراب خويش تقلب نکرده است ؟ چه معجون های

زهر آگين که در سرداب های خويش نساخته ايم و چه کارهای نگفتنی که آنجا

نکرده ايم !

 

و از آنجا که بسيار کم می دانيم ، "مسکين – جانان " را از صميم دل دوست می

داريم بويژه اگر زنان جوان باشند . و حتى مشتاقانه در پی چيزهايی هستيم که پيرزنان شبانگاه برای يکديگر حکايت می کنند . و اين همان چيزی است که در

خويش به نام " زنانگی ازلی "خويش می شناسيم .

 

باری ، شاعران همه باور دارند که هر گاه کسی بر چمن يا بر دامنه ای خلوت ،

دراز بکشد و گوش تيز کند ، از آن چه که در ميان زمين و آسمان است چيزی دستگيرش خواهد شد ."

 

... آنگاه گفت : من از امروزم و از پيش از اين . اما چيزی در من است که از فردا است و از پس فردا و از پس از اين .

 

از شاعران خسته ام ، چه کهنه و چه نو : اينان همه در چشم من تنک مايه اند و درياهای کم ژرفا . اندیشه های آنان چندانکه بايد به ژرفا فرو نرفته است : از اينرو احساسشان تا بيخ  و بن ها غوطه نزده است . اندکی شهوت و اندکی ملال : بهترين تفکراتشان جز اين نبوده است .

 

... براستی ، جان ايشان ، خود ، طاووس طاووسان است و دريايی از خود ستايی ! جان شاعر ، تماشاگر می خواهد : اگر چه  گاوميش باشد !

 

اما من از اين جان به تنگ آمده ام و می بينم روزی را که او خود نيز از خويش به  تنگ آمده باشد .

 

تاکنون ديده ام شاعرانی را که دگرگون گشته اند و نگاه خويش را به سوی خويش گردانده اند . ديده ام فرا رسيدن جانهای توبه کاری را که از  ميان آنان برخاسته اند .

 


پيام هاي ديگران ()

بهداد بامداد

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]