رویایی دارم - Cerberus

Cerberus

 
 
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

ماه مسنجر


پرشين‌بلاگ

 

۱۳۸٧/۱۱/۱

رویایی دارم

به شما مى گویم امروز که اى دوستان من، درست است که ما را امروز و فردا مشکلاتى است اما من نیز رویایى دارم. من رویایى دارم رویایی که عمیقاً ریشه در رویاى آمریکایى دارد.
من رویایى دارم که روزى این ملت به پا مى ایستد و زندگى را با معناى حقیقى این اصل اعتقادى اش آغاز مى کند: «ما این حقیقت را بدیهى مى شماریم که همه انسان ها برابر خلق شده اند.»
من رویایى دارم که روزى بر تپه هاى گلگون جورجیا، فرزندگان بردگان پیشین، مى توانند در کنار برده داران پیشین دور یک میز که میز برادرى است بنشینند.
من رویایى دارم که روزى ایالت مى سى سى پى که اینک در آتش بى عدالتى و سرکوب شعله ور است به بهشت آزادى و عدالت تبدیل مى شود.
من رویایى دارم که روزى چهار فرزند من، در کشورى خواهند زیست که در آن نه برمبناى رنگ پوستشان که براساس منش و شخصیتشان داورى خواهند شد. من امروز رویایی دارم .
من رویایى دارم که روزى در آن پایین در آلاباما با آن نژادپرستان شریرش، با آن فرماندارش که واژه هایى چون آشتى و الغاى تبعیض به سختى از زبان او شنیده مى شود، آرى آنجا در آلاباما در یک روز واقعى، پسران و دختران کوچک سیاه مى توانند دستان کوچک همسالان سفید خود را بگیرند و آنها را همچون دستان خواهران و برادران خود بفشارند. من امروز رویایى دارم .
من رویایى دارم که روزى هر مغاکى بلندى مى گیرد، هر کپه انباشته اى کوتاه مى شود، زمین هاى ناهموار صاف مى شوند، راه هاى کج راست مى شوند، عظمت پروردگار آشکار مى شود و همه انسان ها او را در کنار خود مى یابند.
این امید ما است، با این ایمان است که من به جنوب بازمى گردم. با این ایمان است که ما خواهیم توانست از دل کوه نومیدى و یاس جواهر امید را برون آوریم. با این ایمان است که ما قادر خواهیم شد ناهمخوانى هاى ملال آور ملت خود را به همخونى دل انگیز برادرى تبدیل کنیم. با این ایمان است که ما مى توانیم با یکدیگر کار کنیم، به همراه هم نماز گزاریم، به اتفاق هم مبارزه کنیم، با هم به زندان برویم، در کنار هم از آزادى دفاع کنیم و بدانیم که روزى آزاد خواهیم شد.
و آن روز، روزى است که در آن همه فرزندان خدا، قادر خواهند بود این آواز را با معنایى جدید بخوانند:
«تراست کشور من خدایا
مى خوانم این سرود را
تراست این سرزمین محبوب
این دیار آزادى
خاکى که در آن آرمیدند پدرانمان
و سرافراز شدند زائران
بگذار که در آن از هر کوهى
طنین دراندازد صداى آزادى» و اگر آمریکا مى خواهد کشورى بزرگ باشد باید این امر در آن تحقق یابد.
پس بگذار که از تپه هاى عظیم نیوهمشیر از کوه هاى پرصلابت نیویورک و از ارتفاعات بلند آلگانى در پنسیلوانیا، صداى آزادى طنین دراندازد.
بگذار که از صخره هاى برف گرفته کلرادو و از شیب هاى چشم نواز کالیفرنیا صداى آزادى به گوش آید.
نه فقط از آنها که بگذار صداى آزادى از کوه استون در جورجیا و کوه لوک اوت در تنسى به گوش رسد.
بگذار که از هر تپه و کپه خاکى در مى سى سى پى این صدا به گوش رسد. بگذار که صداى آزادى از دامنه هر کوهى شنیده شود.
و زمانى که این اتفاق افتاد، زمانى که ما گذاشتیم تا آزادى طنین دراندازد، زمانى که ما مجاز شمردیم تا از هر آبادى و روستایى - و از هر ایالت و شهرى- صداى آزادى شنیده شود آنگاه ما روزى را محقق کرده ایم که در آن همه فرزندان خدا، اعم از سیاه و سفید، یهودى و مسیحى، پروتستان و کاتولیک خواهند توانست دست ها را به یکدیگر گره زنند و آن آواز قدیمى و مذهبى سیاهان را سردهند که: «اینک آزاد! اینک آزاد! خدایا سپاس اى قادر متعادل ما عاقبت آزادیم.»

                                                                                             مارتین لوترکینگ 


پيام هاي ديگران ()

بهداد بامداد

خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]